شماره ۱
سرمقاله
اين وبلاگ بنا به دلايلی حدود يک سال و نيم است که آپديت نشده . اما از اين پس می خواهم دوباره اين مجله را با موضوعات تقريبا تخصصی و اطلاع رسانی زيست محيطی راه اندازی کنم . اميدوارم که مورد پسند دوستداران محيط زيست واقع شود .
مقاله يکم: معنای زيست محيطی واژه سبز
كلمه ي سبز كه در وا ژه ي مدارس سبز بكار رفته و امروزه كار برد زيادي دارد، بيانگر نوعي نگرش است كه در سالهاي اخير در اروپا و امريكا ايجاد شده و طرفداران زيادي را نيز در سراسر دنيا پيدا كرده است.
پس از ايجاد و گسترش جنبشهاي زيست محيطي در قرن بيستم و باتوجه به بحراني شدن مسئله ي محيط زيست وحفاظت از طبيعت، به مرور بر تعداد طرفداران و دوست داران محيط زيست افزوده شده وبا توجه به گرويدن بسياري از دانشمندان، محققين، جامعه شناسان و ... به خيل دوست داران و حاميان محيط زيست جنبه اي اجتماعي و ملي پيدا نموده و در شاخه هاي مختلف محيط زيست نفوذ كرده است. از مهمترين عواملي كه موجب گسترش و نفوذ تفكر زيست محيطي در ميان تمام اقشار جامعه و علوم مختلف گرديده، پيدايش نظريه ي اجتماعي سبز بود كه بعدها در فلسفه، سياست ، اخلاق، آ موزش و ساير علوم انساني نفوذ كرد.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٢٤ ب.ظ توسط مهدی جمشیدیان. مهرنوش قائم مقامی
دوشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٢
گربه سانان از چه زمانی پديدار شدند؟

هنگامي كه درباره چون و چرايي گربهسانان ميانديشيم، احتمالاً نخستين سؤالي كه برايمان مطرح ميشود اين است كه اين موجودات از كجا آمدهاند؟ زيرا گربهسانان تا اواخر دوران پيش در روي زمين وجود نداشتهاند. آنها نيز همچون ديگر حيوانات، از موجودات قديميتر پديد آمدهاند اگر براي پيبردن به آغاز زندگي جانداران لازم است كه دست كم به نيم ميليارد سال پيش برگرديم، براي آگاهي از خاستگاه گربهسانان كافي است كه فقط 190 ميليون سال پيش را مورد مطالعه قرار دهيم. در آن زمان گروه كوچكي از موجودات حشرهخوار و خونگرم در روي زمين زندگي ميكردند كه در حقيقت اجداد تمام پستانداران دنيا همچون انسان، اسب، جوجهتيغي، موش و گربهسانان به شمار ميروند. بعدها نسل اين حيوانات منقرض ميگردد.
نزديك به 60 ميليون سال پيش، بازماندگان اين حشرهخواران دستخوش دگرزيستي شدند و به شكل حيواناتي درآمدند كه امروزه كم و بيش براي ما آشنايند. دسته كوچكي از اين حيوانات به تدريج تغيير ماهيت دادند و از حشرهخواري به گوشتخواري پرداختند. اين گروه را مياسيدها مينامند كه نياكان همه گوشتخواران امروزي هستند. مياسيدها نيز همچون پيشينيان حشرهخوار خود، هيكلي كوچك، بدني كشيده، پاهايي كوتاه و پوزهاي باريك و بلند داشتهاند. اما جمجمه آنها درشتتر بوده است. به نظر ميرسد كه آنها مغزهاي پيچيدهتر و تكامل يافتهتري داشتهاند. حدود 20 ميليون سال پيش مياسيدها هم تحول پذيرفتند و به جانوران ديگري تبديل شدند، يا بهتر بگوييم به ده خانواده گوشتخواري كه امروزه شناخته شدهاند بدل گشتند. سه خانواده آنها يعني فكها، شيرهاي دريايي و شيرماهي دوباره به دريا بازگشتند ( جايي كه خواستگاه زندگي همه جانوران است ) بعدها نيز تغييرات زيادي در اندام آنها پيدا شد. اما هفت خانوادهاي كه در خشكي باقي ماندند، يعني راكونها، خرسها، سگها، راسوها، جنتها كه جانوران كوچك پستاندار و گوشتخواري همچون گربه معمولي بودهاند، كفتارها و گربهها تغييراتي را كه در اندام خويشان دريازيشان عارض شد پيدا نكردند زيرا نيازي به اين دگرگوني نداشتند.
مياسيدها ويژگيهاي اندامي حيوانات گوشتخوار را دارا بودند و در نسل خاكزي آنها اين ويژگيها تكامل بيشتري پيدا كرد. چشمشان تيزبينتر شد، قدرت شنواييشان افزايش يافت و حس بويايي بهتري پيدا كردند. اما هيچ يك از اينها تغيير اساسي به شمار نميآيند، زيرا همه مياسيدها طبيعت درندگي و گوشتخواري خود را حفظ كردند. مثلاً همه گربهسانان، درنده بوده و به گوشتخواري علاقهمند هستند. آنها به تناسب جثه و قدرت خود به جست و جوي صيد ميپردازند.
ســه تيره امــروزي خـــانواده گربه يعني گربههاي كوچك. گربههاي بزرگ و يوزپلنگ كه تا حدي استثنايي به شمار ميرود گونههاي رشد كرده پيشينيان مشترك خود به نام نئوفيلدها هستند كه نزديك به 40 ميليون سال پيش زندگي ميكردند.
امروز روي هم رفته نزديك به 36 نوع گربه ( منظور حيوانات شبيه گربه است ) در سراسر جهان يافت ميشود.
نویسنده : ایمان حسینیان

¤ نوشته شده در ساعت ٢:۱۸ ب.ظ توسط مهدی جمشیدیان. مهرنوش قائم مقامی
دوشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٢
اثر موسيقی مثبت بر رشد گيا هان
در سال 1973، خانم دوروتي ريتالاك كتاب كوچكي به نام « آواي موسيقي و گياهان » منتشر كرد. اين كتاب جزئيات آزمايشاتي را كه او در كالج زنان كلرادو در دنور و با استفاده از سه اتاق كنترل شده دانشگاه، انجام داده بود شرح ميداد. خانم ريتالاك گياهان را در اتاقهايي قرار داد كه در هر كدام از آنها سبك خاصي از موسيقي توسط بلندگو پخش ميشد. او گياهان را تحت نظر قرار داد و رشد روزانه آنها را يادداشت كرد. نتيجه كار او را متعجب كرد.
اولين آزمايش او پخش يك آهنگ يكنواخت بود. در اولين اتاق او يك آهنگ يكنواخت را به مدت هشت ساعت و به صورت متوالي پخش كرد. در اتاق دوم او يك آهنگ يكنواخت را بصورت متناوب و به مدت سه ساعت پخش كرد و در سومين اتاق هيچ آهنگي پخش نكرد. گياهان اتاق اول كه در معرض موسيقي متوالي قرار داشتند، ظرف چهل روز از بين رفتند.
گياهان اتاق دوم به سرعت رشد كردند و حتي از گياهان اتاق سوم سالمتر بودند. اين نتيجه شگفتانگيزي بود كه بسيار شبيه نتايجي بود كه از آزمايشاتي كه بوسيله موسسه موزاك در اوايل سال 1940 به منظور مشخص كردن تاثير « موسيقي » بر كاركنان كارخانه انجام گشته، بدست آمدهبود. وقتي كه موسيقي به صورت متوالي پخش ميشد، كارگران خستهتر و كم كارتر ميشدند. در مقابل وقتي كه موسيقي فقط براي ساعاتي و به صورت متناوب پخش ميشد، كارگران پركارتر، هوشيارتر و دقيقتر از زماني بودند كه موسيقي پخش نميشد.
در آزمايش بعدي، خانم ريتالاك از دو اتاق با گياهان تازه استفاده كرد. او در هر دو اتاق راديويي قرار داد. در يك اتاق راديويي روي يك ايستگاه محلي راك تنظيم شده بود و در اتاق ديگري راديو روي ايستگاهي كه موسيقي آرام بخشيرا پخش ميكرد تنظيم شده بود. در هر اتاق فقط سه ساعت موسيقي پخش ميشد. در روز پنجم، او متوجه تغييرات شگرفي شد. در اتاقي كه موسيقي ملايم نواخته ميشد گياهان به خوبي رشد ميكردند و ساقههاي آنها به سمت راديو متمايل شده بود، در حالي كه در اتاقي كه موسيقي راك پخش ميشد، نيمي از گياهان برگهاي كوچكي داشتند و رشد طولي داشتند، در حاليكه بقيه به اندازه كافي رشد نكرده بودند. بعد از گذشت دو هفته، گياهاني كه در مجاورت موسيقي ملايم قرار داشتند. به يك اندازه كافي رشد كرده بودند و به يك اندازه شاداب و سرسبز بودند و در حدود 15 تا 20 درجه به سمت راديو متمايل شده بودند. گياهاني كه در مجاورت موسيقي راك قرار داشتند، بلند شده و در حال پژمرده شدن بودند، گلها پلاسيده شده و ساقههاي گياهان از راديو دور شده بود. در روز شانزدهم، همه گياهان به جز تعداد معدودي در حال مرگ بودند و ايـن درحـــالي بود كه گياهـان اتـاق ديـگر شاداب و زيبا بودند و به سرعت رشد ميكردند.
آزمايــش بعــدي خــانم ريتالاك با نوارهاي موسيقي راك « جيمي هندريكس» ، « ونيلا فوج » و « لد زپلين » انجام شد. او فكر ميكرد كه ممكن است ضرب موجود در موسيقي راك باعث دور شدن گياهان از بلندگوها شود، پس يك آهنگ راك را كه با طبلهاي فلزي نواخته ميشد، امتحان كرد. در اين آزمايش، گياهان، كمي از بلندگوها دور شدند ولي نه به اندازهاي كه در آزمايشات قبلي دور شده بودند. وقتي او اين آزمايش را با همين آهنگ كه توسط سازهاي زهي نواخته شده بود، تكرار كرد، گياهان به سمت بلندگوها متمايل شدند.
در مرحله بعد خانم ريتالاك آزمايش ديگري انجام داد كه بازهم از سه اتاق استفاده شده بود. در اتاق اول او موسيقي كلاسيك آمريكاي شمالي كه با سهتار و تابلا نواخته ميشد، پخش كرد. در اتاق دوم موسيقي ارگ باخ پخش ميشد و در اتاق سوم هيچ موزيكي پخش نميشد. گياهان، موسيقي كلاسيك آمريكاي شمالي را ترجيح ميدادند. در هر دو اتاق كه موسيقي باخ و سهتار پخش ميشد، گياهان به سمت بلندگوها متمايل شدند، ولي گياهان اتاق موسيقي محلي آمريكايي به سمت بلندگوها متمايل شدند.
او آزمايش خود را با نوع ديگري از موسيقي ادامه داد. درست مانند گياهاني كه در اتاق ساكت قرار داشتند، گياهان هيچ واكنشي نسبت به موسيقي محلي و غربي از خود نشان ندادند. با اين وجود گياهان جازي را كه برايشان پخش ميشد دوست داشتند. او آزمايشي را با استفاده از موسيقي راك در يك اتاق و موسيقي مدرن كلاسيك « خارج از قاعده » از دو آهنگساز كه آهنگهاي منفي مينواختند، آرنولد شونبرگ و آنتوان وبرن، در اهاق ديگر انجام داد. گياهان اتاق راك بين 30 تا 70 درجه و گياهان اتاق موسيقي كلاسيك مدرن بين 10 تا 15 درجه از بلندگوها دور شدند.
چند سال پس از انتشار كتاب خانم ريتالاك، من در مورد آزمايشاتش با او صحبتي داشتم. در آن زمان من مشغول انجام آزمايشات شخصي خودم در مورد گياهان بودم، كه در يك چهارچوب چوبي كه با پلاستيك شفاف ساخته شده بود و آنرا در حياط عقبي منزلم درست كرده بودم انجام ميشد. به مدت يك ماه، روزي سه ساعت موسيقي از اپراي منفي « موسي و هارون » آرنولد شونبرگ و ماه بعد، روزي سه ساعت موسيقي مثبت پالسترنيا پخش ميكردم. نتايج روشن بود. گياهاني كه در معرض موسيقي شونبرگ قرار داشتند از بين رفتند و گياهاني كه به موسيقي پالسترنيا گوش دادند، شادابتر شدند.
در اين آزمايشات هرچند كه به طور كامل اساسي و علمي نبودند، پيدايش نظريه موسيقي مثبت و منفي را ميبينيم. چه چيزي باعث ميشود كه گياهان بيشتر رشد كنند يا از بين بروند، به سمت منبعي از صدا متمايل شوند و از منبع ديگر دور شوند.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ توسط مهدی جمشیدیان. مهرنوش قائم مقامی
شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٢
n g o چيست؟
پس از جنگ جهاني دوم از اروپا و كشورهاي صنعتي دنيا چيزي جز ويرانهاي باقي نمانده بود. فقر، گرسنگي، بيماريهاي واگيردار و بيكاري بيداد ميكرد. جهت رفع اين معضلات آهنگ توسعه يكجانبه و سرطاني نواخته شد. صنايع بدون توجه به ظوابط زيست محيطي ايجاد شده و گسترش يافتند. در بخش كشــاورزي و مديريت منابع طبيعي ( جنگلداري، شيلات و … ) نيز ضوابط زيست محيطي به بوته فراموشي سپرده شده مصرف كود شيميايي و سموم افزايش بيرويه يافت. كشاورزي در شيب انجام ميشد و سطوح وسيع از جنگلهاي بكر براي فعاليتهاي كشاورزي موقت تراشيده و نابود ميشدند و اين روال تا سال 1972 ادامه داشت. تا اينكه پس از گذشت حدود 2 دهه از بازسازي بعد از جنگ جهاني دوم اثرات منفي توسعهيافتگي يكجانبه و سرطاني نمايان شد و ما شاهد بارانهاي اسيدي، از بين رفتن گونـــههاي ( گياهي و جانوري )، افزايش دماي كره زمين، پيشروي بيابان و … بوديم. در سال (1972) در استكهلم سوئد اولين نشست جهاني پيرامون محيط زيست شكل گرفت و گزارشات تكان دهندهاي از تخريب محيط و افزايش آهنگ اين تخريب ارائه شد. اما با گذشت 2 دهه از اين نشست اين معضـــل جنبه لوكس و شعـاري داشـــت و در اكثركشورها بحث پيرامون معضلات زيست محيطي بعنوان يك بحث لوكـس و از روي سيري شكم به حساب ميآمد. و چون اجرايي براي دستورالعملها و بخشنامههاي زيستمحيطـي وجود نداشت عمــلاً تا 20سال بعد از كنفرانس استكهلم سوئد فعاليت معني دار و خاصـي در مورد جلوگيـري ازتخريب محيطزيست صورت نگرفت. تا اينكه در سال 1992 در شهر ريودوژانيرو آرژانتيـن كنـفرانس جهـاني محـيطزيست تحت عنوان منشور زمين تشكيل شد و تمام معضلات زيستمحيطي جهان در سطح دنيا، ملي و منطقهاي مورد بحث كارشناسي قرار گرفت و دستورالعملهاي جامع مديريت منابع تهيه و تصويب شد. از همه مهمتر براي ضمانت اجرايي اين كنفرانس پس از ثبت و ضبط در سند 21 سازمان ملل به امضاء رؤساي جمهور و يا نمايندگان تامالاختيار آنها رسيد. وتمام كشورها چه از نظر سياسي و چه از نظر حقوقي و قضايي ملزم به رعايت ضوابط 21 گرديدند. يك بخش مهم از اين سند، كمك به ايجاد و حمايت از تشكلهاي غيردولتي فعال زيستمحيطي (NGO[1]) بود كه براي آن منظور در تمام دنيا و از جمله كشور جمهوري اسلامي ايران عليرغم فعال بودن تشكلهاي غيردولتي كه مربوط به محيطزيست نبودند، تشكلهاي غيردولتي زيستمحيطي بوجود آمد و از حمايت دولتمردان نيز تا حد مقدورات برخوردار بوده و هست. بر طبق اسناد موجود هدف از ايجاد چنين تشكلهايي، آموزش همگاني در راستاي ترويج اخلاق زيســتمحيطـي و آگاهي بخشيدن به عموم مردم از پيامدها و عواقب ناشي از فعاليتهاي مخرب انساني در طبيعت و تبليغ اصول زندگي پايدار در جهت حفظ و حراست از فضاي سبز به عنوان يك موسسه غيردولتي فعاليت ميكنند كه كليه فعاليتهاي آنها غيردولتي و غير سياسي و غيرانتفاعي است.
كه اهداف اصلي NGO هاي زيستمحيطي بشرح ذيل است :
1- آموزش همگاني در راستاي ترويج فرهنگ زيستمحيطي و آگاه نمودن عموم مردم از پيامدها و عواقب ناهنجار ناشي از فعاليتهاي مخرب انسان.
2- ارتقاء سطح دانش اعضاء در زمينه محيطزيست از طريق برگزاري كارگاههاي آموزشي سمينارهاي علمي و اردوهاي تفريحي، آموزشي.
3- تربيت مربيان آموزشي و ارتباط نزديك با مدارس.
4- ايجاد زمينههاي مناسب تحقيق و پژوهش.
5- فراهم كردن زمينههاي همكاري افراد گروههاي مختلف در راستاي حفظ منابع طبيعي.
6- تبليغ ، ترويج و اشاعه فرهنگ حفاظت از منابع طبيعي و گسترش فضاي سبز.
7- مبارزه با تخريب محيطزيست و تلاش در جهت اصلاح الگوهاي ناپايدار توليد و مصرف و تصحيح و بهينهسازي روشها.
8- ايجاد كميتههاي كاري مختلف و هدايت پروژههاي زيستمحيطي.
9- انتشار نشريه، جزوه، فيلم و نوارهاي آموزشي و خبري به منظور انعكاس موضوعات مربوط به حفاظت از منابع طبيعي و محيطزيست.
10- تلاش در جهت بالا بردن حس مشاركت همگاني.
11- تلاش در جهت برنامهريزي و اجراي طرحهايي كه بتواندمشكلات ( فرهنگي و آموزشي ) فاضلابهاي خانگي شهري و صنعتي و كشاورزي را به بهترين روش حل كند.
12- آرتباط با سازمان حفاظت محيط زيست در داخل و خارج از كشور در راستاي اهداف NGO .
13- تلاش در جهت اصلاح وضعيت زبالههاي خانگي، شهري، بيمارستاني، آزمايشگاهي و طراحي طرحي جهت بازيافت.
14- آموزش همگاني در راستاي تفهيم محدوديت منابع طبيعي و ارائه روشهاي استفاده بهينه از منابع خدا دادي و ذخيرهسازي آنها.
بنابراين آنچه كه از بررسي اسناد و نظريهها پيرامون NGO هاي زيستمحيطي برداشت ميشود، ايجاد و تقويت چنين تشكلهاي نه تنها جنبه لوكس و شعاري ندارد بلكه بسيار مفيد هم ميباشد. چه از نظر غنيسازي فرهنگ و تبديل فرهنگ منابع طبيعي به مصارف عمومي و چه از نظر اجرايي براي جلوگيري از اجرا پروژههايي كه منطبق با الگوها و محدوديتهاي زيستمحيطي نميباشند، و توقف پروژههاي موجود كه منطبق به الگوهاي منابع طبيعي و مواد اوليه نبوده و فعاليت آنها موجبات تخريب و آلودگي محيطزيست را فراهم ميآورد.
كوتاه سخن اينكه در قـرن 21 هستيـم. بدون شك اين قرن، قرن منابع طبيعي تجديد شونده ميباشد. ديگر نزاعهاي گرم و سرد جهاني بر سر نفت نيســت، كه آب اين مايع حيات عامل نزاع خواهد بود. پس بار مسؤليت تمامي مسافرين سفينه سبز نيز سنگين است و زمين ميراث گذشتگان ماست و بايد با عبرت از عملكرد آنها و مديريت كارآمد به نحو احسن آن را حفظ نوده و در اختيار نسلهاي آينده بگذاريم. در اين راستا يكي از بازوهاي فعال اين همت والا، همدلي و همنوايي و هدف مشترك است كه در غالب NGO هاي تجلي يافته است اين تشكلها را پاس بداريم و با حمايت مادي و معنوي خود آنها را در كمك به حفظ و نگهداري نعمتهاي خدادادي ياري نماييم.
عشق! و تنها عشق! تو را به گرمي يك سيب ميكند مانوس
شبيه هيچ شدهاي هيچ يادت است!
سهراب سپهري
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۱٥ ب.ظ توسط مهدی جمشیدیان. مهرنوش قائم مقامی
شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٢
سلام و معرفی اين وبلاگ
سلام . سلام به همه ی دوستان عزیزی که احتمالا از این به بعد به اینجا سر می زنن . در ابتدای راه اندازی این وبلاگ ، باید یه توضیح مختصری راجع به خودم و بقیه دوستانی که مطلبوش رو اینجا می بینید و پیرامون بدم.
من مهدی جمشیدیان ، دانشجوی سال چهارم رشته مهندسی محیط زیست دانشگاه آ زاد اراک هستم . و پیرامون هم اسم یک نشریه دانشجویی بود که در قالب علمی ، فرهنگی ، هنری در این دانشگاه چاپ می شد. و بخش علمی اش به محیط زیست اختصاص داشت . یه نشریه با شمارگان بالا و پر مخاطب که متا سفانه در شماره سوم متوقف شد ومجوز فر هنگی و هنری اش لغو شد . چون به مذاق پشت میز نشینهای دانشگاه خوش نمی آمد . به صورتی کاملا غیر قانونی تعطیل شد . خب بگذریم . حالا در این وبلاگ می خواهیم مطا لب زیست محیطی همون نشریه رو بیاریم . که در این را به کمک همه شما دوستدارن محیط زیست احتیاج دایم . با تشکر فرائان از همه ی شما دوستان عزیز ، امیدوارم در این راهی که پیش گرفتیم موفق بشیم .
برقرار یاشید .
راستی يه سری هم به اينجا بزنيد .
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٧ ق.ظ توسط مهدی جمشیدیان. مهرنوش قائم مقامی
